7.
باغهاي نباتات دارويي. احتمال دارد باغهاي نباتات دارويي يا باغهاي گياهشناسي كه در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم ايجاد شد، در نيمهٴ دوم نيز ادامه يافته و باغهاي تازهاي ايجاد شده باشد، ولي به هيچكدام مشخصاً اشارهاي نشده است. باغ صومعهها برحسب تمايلات باغبان، پزشك، عطار و كاركنان بيمارستانش كموبيش شبيه يك باغ نباتات دارويي بود. هيچ باغ نباتاتي در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم آن اهميت را نداشته كه توجه مورخان را بهخود جلب كند.
توفيق چشمگير در چين روي داد. چوشيائو، شاهزادهٴ چيني كه از دربار تبعيد شده بود، در املاكش واقع در نزديكي كاي ـ فنگ ـ فو در ايالت هُنان يك باغ نباتات و در عين حال يك مزرعهٴ آزمايشي بهوجود آورد تا گياهان سودمند را ترويج كند. اين مطلب چنان اعتباري دارد كه انسان آرزو ميكند محققان چيني موضوع را بررسي كنند و اطلاعات كافي در اختيارمان قرار دهند.
8. صورتگري گياهان (و جانوران). چشمگيرترين يادگارهاي صورتگري اين عصر، گياهنامهٴ بندتو رينيو و مينياتورهاي سيبوي هيرايي است.
تابلوهاي رنگي كه رينيو براي نشان دادن قريب 450 گياه به گياهنامهٴ خود افزوده خوشايند و حتي زيباست، ولي هدف آنها جنبهٴ بازرگاني داشت. برعكس هدف سيبو صرفاً هنري و سرشار از تخيل بود. فكر وي آن بود تا نسخهاي خطي را به زيباييهاي طبيعي بيارايد، بدون اينكه چندان توجهي به متن داشته باشد. تصاوير وي از اقسام برگها، گلها، حشرات، پرندگان و حتي نرمتنان بهطور چشمگيري طبيعي است، ولي در انتخاب و كنار هم قرار دادن آنها تنها از تخيل خويش مدد گرفته است. اثر او مورد توجه عميق طبيعيدان انسانگراست، زيرا مظهري است از پيروزي تعبيرات آزاد و طبيعي در برابر تعبيرهاي مطنطن و قراردادي. آيا در اين مورد ميتوان از نوعي نهضت در برابر گرايشهاي قرون وسطايي سخن گفت؟ به گمانم نه، چون ميتوان ثابت كرد هردو گرايش در سراسر سدههاي ميانه همزيستي داشتهاند. مطالعهٴ همهٴ نسخههاي خطي مذهب و مصور از اين نظر بسيار سودمند خواهد بود. اين كار را در شرايطي مطلوب ميتوان در كتابخانهٴ پيرپونت مورگان نيويورك پي گرفت، كه در آن نسخههاي گرانبهاي فراواني جاي دارد همراه با عكسهاي بسياري نسخههاي ديگر و آثار مربوط به تقريباً تمام آنها.
صورتگري جانوران را نميتوان از گياهان جدا كرد؛ هر گياهنامهاي در ضمن حاوي تصوير چند جانور هم هست. هنرمنداني چون ويلار دو هونكور (سيزدهم ـ 2) و سيبوي هيِرايي، در اين زمينه خط فاصلي ميان سلسلههاي سه گانهٴ موجودات نميكشيدند، بلكه ميگذاشتند آنها مانند طبيعت با هم مخلوط شوند. همين مطلب را درمورد بسياري آثار عربي ميتوان گفت.
ولي برخي كتابهاي موسوم به جانورنامه يا پرندهنامه داراي حوزهٴ محدود خودشانند.
سنّتهاي صورتگري خاص جانورنامهها وجود دارد كه قابل قياس با تصويرگري گياهنامههاست، ولي با دقتي كمتر، كه در كتابهاي چاپ قديم تثبيت نشده و پژوهش آنها